پروردگار
از خدا خواستم عادت های زشت را ترکم بدهد .خدا فرمود : خودت باید آنها را رها کنی.
از او خواستم روحم را رشد دهد .فرمود : نه تو خودت باید رشد کنی . من فقط شاخ و برگ اضافی ات را هرس می کنم تا بارور شوی .
از او خواستم لااقل به من صبر عطا کند . فرمود : صبر حاصل سختی و رنج است .عطا کردنی نیست ، آموختنی است .
گفتم : مراخوشبخت کن . فرمود : " نعمت " از من خوشبخت شدن ازتو .
از او خواستم مرا گرفتار درد وعذاب نکند .فرمود : رنج از دلبستگی های دنیایی جدا و به من نزدیک ترت می کند .
از خدا خواستم کمکم کند همان قدر که او مرا دوست دارد ،
من هم دیگران را دوست بدارم . فرمود: من به تو قدرتی دادم که بتوانی در هر زمان که بخواهی خودت را تغییر دهی.
به خود قول بدهیم که اشتباهات را تکرار نکنیم
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۲ ساعت 20:59 توسط شهرزاد شادمان
|
خدایا تو معلمی" معلمی که با همه ی معلم های دنیا فرق دارد" معلمی که دنبال بهانه می گردد تا جایزه بدهد و همیشه جایزه اش بیشتر از کاری است که کرده اند.خدایا کمکم کن تا ستاره های دفتر زندگی ام هر روز زیادتر شود.